تبليغاتX

livarjan
      لیوارجان همانند بزرگان افتخار آمیزش دارای پیشینه تاریخی و فرهنگی افتخارآمیزی می باشد که با مراجعه به نوشته ها و رسائل تاریخی به آنها دست خواهیم یافت .

در اینجا قسمت دیگری از مطالب کتاب "تبریز مه آلود " را که اشاره زیبایی بر این تاریخ دارد می آوریم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهران پور در شنبه بیست و دوم مرداد 1390 و ساعت 11:57 بعد از ظهر |
مقبره سيده نرگس خاتون در  ليوارجان



     در ليوارجان  مقبره ای موسوم به سيده نرگس خاتون وجود دارد بنابر اظهار اهالی و ريش سفيدان روستا اين بنا در اصل امامزاده‌ای بوده كه در بين عوام به مؤذن امامزاده سيد اسماعيل زاويه معروف است.

  تاريخ اين مقبره بين اهالی با برخی روايات و افسانه‌ها آميخته است، از جمله اينكه اين بقعه دارای گنبدی زرين بوده كه درخشش آن از طرف سواحل ارس نيز قابل رويت بوده است و در زمان تجاوز قشون روس به ايران نيروهای مهاجم درصدد ربودن طلای آن گنبد زرين بر می‌آيند كه به اذن خداوند متعال كوه جنب مقبره بر فراز آن فرود می‌آيد؛ بنا بر اين مقبره اصلی در زير كوه مدفون مانده است و مقبره فعلی بعدها ساخته شده است.

سيده نرگس خاتون عيال شخصی، به نام رسول بودند و نام پدرشان ملا ميرحسين بوده و افزون بر صد سال پيش در روستای مذكور زندگی می‌كردند.

ايشان بانوی پاك و سيده‌ای متدين از سلاله اهل بيت عصمت و طهارت بودند و حيات خود را در طريق مقدس الهی سپری كرده و با الهام از صفات پاك تبار و نزاد خويش دل به خدا سپرده بودند و مؤثری را جز او نمی‌شناختند.

اين گفتار صادق است كه مردم جهت برآورده شدن حاجات خويش به نزد ايشان مشرف می‌شدند و هدايا و نذورات خويش را تقديم می‌كردند و سيده نرگس خاتون ضمن دعاگويی و قبول آن هدايا جهت آرامش خاطر مراجعان، بعد از چند روز دوباره آن هدايا را به صاحبانشان برمی‌گرداندند تا در امور معيشت خود و خانواده خود به‌كار گيرند.

ايشان به قدری دارای شخصيت والايی بودند كه اهل محل همواره از ايشان ذكر خير می‌كردند و بارها با بخشش و تقديم هديه‌ای به‌نام وی خواسته و مرادشان حاصل می‌شد، از اين‌رو علاقه‌مندان بسياری جهت زيارت مزار ايشان در اين محل حاضر می‌شوند.

همچنين گفته می‌شود قبر حاجيه پريسا خانم دختر عباس ميرزا نايب السلطنه قاجار روبه‌روی مقبره نرگس خاتون بوده و محوطه اطراف بقعه مدفن بزرگان و متنفذين منطقه ليوارجان است.


+ نوشته شده توسط مهران پور در پنجشنبه ششم آبان 1389 و ساعت 10:54 بعد از ظهر |

قنات هاي ليوارجان رگهاي حياتي آن مي باشند و ليوارجان تمام سر سبزي و پويايي خود را مديون اين رگها و قناتها مي باشد .

مطالب مربوط به قنوات ليوارجان  از " بانك اطلاعاتي قناتهاي ايران " ذكر ميگردد .

لازم به ذكر است بر اثر سالهاي گرم و خشك وبي توجهي صاحبان و متوليان تعدادي از اين گنجهاي ساري به كلي خشك و يا در حداقل دبي مي باشند

 

دبي

فاصله مظهر تا محل

تعداد ميله چاه

عمق چاه مادر

طول قنات

نام قنات

50 

27 

200 

- گل خاله

100 

22 

150 

- گوزلوق

25 

150 

- نصير

10 

200 

10 

28 

350 

- يقين گل

10

0

15

32 

400 

- كيخاگلي

+ نوشته شده توسط مهران پور در یکشنبه چهارم مهر 1389 و ساعت 6:43 بعد از ظهر |
ابراز عشق.....

     يك روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ،جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟ بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.

از پسرمان خوبمواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.›› قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند.
پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود
+ نوشته شده توسط مهران پور در چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388 و ساعت 11:38 بعد از ظهر |

   در فرهنگ و سنن هر قوم و ملتي، روزهايي وجود دارد كه ريشه تاريخي وفرهنگي داشته و جلوه اي از باورهايي است كه حتي تا مقدسات ديني و مذهبي آنها پيش رفته و هويت فرهنگي و تاريخي آن جامعه را به نمايش گذاشته است. يكي از اين روزها آغاز سال نو خورشيدي است كه از شايعترين آيين هاي جهاني به شمار مي رود و كمتر تمدني را خواهيم يافت که از آن تهي باشد، هر قومي بر اساس تاريخ و فرهنگ و مذهب خود آغاز سال نو را در قالب برپايي مراسم و جشن هاي ملي ومذهبي پاس مي دارد. عيدنوروز و جشن هاي سال نو، در نزد ما ايرانيان با برخورداري از يك فرهنگ و تاريخ اصيل و طولاني و همچنين همزماني آن با حيات هستي و جان گرفتن مجدد زمين ، اين امتياز خاص را به آن بخشيده که از اعياد سال نوي اقوام و ملل ديگر متمايز باشد و آيين باستاني آن فراتر از تجديد خاطره ي يك تمدن بلكه حلقه پيوند گذشته ، حال و آينده است به اين سبب است كه پس از ظهور اسلام در اين سرزمين فضيلت بيشتر مي يابد و در بزرگداشت آيين و مراسم آن تاكيد ورزيده مي شود. گفته شده است آفرينش و هبوط آدم به زمين و همچنين بعثت پيامبر اكرم ( ص ) و امامت حضرت علي ( ع ) نيز در اين روز آغاز گشت و ايرانيان باستان نيز عقيده داشتند كه با آغاز مجدد حيات طبيعت روح رفتگان باز گشته و چند روزي را در سراي دنيوي با بستگانشان مي گذرانند. مجموعه اين عوامل باعث گرديد كه علي رغم گذر ساليان بسيار و سير پر فراز و نشيب تاريخ، نوروز نه تنها در ايران بلكه هر آنجايي كه فرهنگ و تمدن كهن ايران اثري دارد همچنان پايدار واستوار بماند .

لطفا بقيه را در ادامه مطلب مطالعه فرمائيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهران پور در یکشنبه نهم اسفند 1388 و ساعت 11:52 بعد از ظهر |
جريانهاي‌ عمده‌ جوي‌


در فصل‌ زمستان‌ شهرستان‌ جلفا در حاشيه‌ مركزي‌ پرفشار و سيبري‌ قرار گرفته‌ و از اين‌ رو جريانهاي‌شمال‌ شرقي‌ را كه‌ از آسياي‌ مركزي‌ وجبال‌ اورال‌ منشأ مي‌گيرند بخود جذب‌ مينمايد از اطراف‌ ديگر كم‌فشار بودن‌ اين‌ منطقه‌ نسبت‌ به‌ مراكز فشار اقيانوس‌ اطلس‌ )جزيره‌ آزوار( و اسكانديناوي‌ سبب‌ مي‌شود كه‌ جريانهاي‌ غربي‌ و شمال‌ غربي‌ نيز در اين‌ منطقه‌ تاثير گذارند.
جريانهاي‌ غربي‌ و شمال‌ غربي‌
جريانهاي‌ غربي‌ كه‌ از مراكز فشار جزاير آزور در اقيانوس‌ اطلس‌ و يا جزاير اسكانديناوي‌ منشأميگيرند در حركت‌ به‌ سمت‌ مركز كم‌ فشار اقيانوس‌ هند بخشهاي‌ غربي‌ ايران‌ را به‌ شدت‌ تحت‌ تاثير قرارميدهند. توده‌ هوايي‌ كه‌ از جزاير آزور حركت‌ كرده‌ و پس‌ از عبور از درياي‌ مديترانه‌ از طريق‌ سواحل‌جنوبي‌ فلات‌ تركيه‌ سمت‌ شرق‌ جاري‌ است‌ معمولا در ارتفاعات‌ شمال‌ غربي‌ وارد ايران‌ شده‌ و به‌ سمت‌شرق‌ نفوذ مينمايد واين‌ جريان‌ كه‌ بنام‌ محلي‌ )آغ‌ يئل‌( باد وعده‌ ) ناميده‌ ميشود، در فصل‌ زمستان‌ تا اوايل‌بهار فعال‌ بوده‌ و قسمت‌ عمده‌ بارندگيهاي‌ استان‌ آذربايجان‌ را موجب‌ ميگردد. توده‌ هوايي‌ كه‌ از جزاير آزور حركت‌ كرده‌ و پس‌ از عبور از درياي‌ مديترانه‌ و سواحل‌ شمالي‌ فلات‌ تركيه‌ و درياي‌ سياه‌ سمت‌شرق‌ درياي‌ خزر جاري‌ ميشود. بخشهاي‌ شمالي‌ و شمال‌ غربي‌ (خصوصا دره‌ ارس‌) را تحت‌ تاثيرقرارميدهد اين‌ جريان‌ شمال‌ غربي‌ در منطقه‌ مرند جهت‌ شمالي‌ دارد. در جلفا بنام‌ ارس‌ بهار ناميده ‌مي‌شود و گاهي‌ با ريزشهاي‌ جوي‌ همراه‌ ميباشد.

جريانهاي‌ شمال‌ شرقي‌
در فصل‌ زمستان‌ آذرماه‌ تا اسفند ماه آسياي‌ مركزي‌ يك‌ كانون‌ پر فشار درياي‌ خزر بطور نسبي‌ يك‌مركز كم‌ فشار محسوب‌ ميشود كه‌ مجموعاْ باعث‌ ايجاد جريانهاي‌ شمال‌ شرقي‌ ميشود واين‌ جريانها كه‌ به‌سمت‌ درياي‌ خزر هدايت‌ ميشوند پس‌ از برخورد با كوههاي‌ طالش‌ از جهت‌ شمال‌ شرقي‌ واردآذربايجان‌ شده‌ تا منطقه‌ جلفا و مرند نفوذ مي‌نمايد. اين‌ جريانها را در اصطلاح‌ محلي‌ (باد مه‌) مي‌گويندكه‌ بيشتر تاثير سردكنندگي‌ داشته‌ و كمتر موجب‌ بارندگي‌ مي‌شوند. البته‌ وقتي‌ جريانهاي‌ مرطوب‌ وگرمترغربي‌ با جريانهاي‌ سرد شرقي‌ يا شمال‌ شرقي‌ تلاقي‌ مي‌نمايند. عمومآ ريزش‌ جوي‌ و برف‌ و باران‌ را باعث‌ ميشوند.
جريانهاي‌ عمده‌ جوي‌ در فصل‌ تابستان‌
در فصل‌ تابستان‌ منطقه‌ آذربايجان‌ در يك‌ محدوده‌ مركزي‌ فشار واقع‌ ميشود. در اين‌ حالت‌ جريان ‌غالب‌ توده‌هاي‌ جوي‌ از طرف‌ غرب‌ و شمال‌ غرب‌ در منطقه جلفا مرند جريانهاي‌ غربي‌ با تاثير كمتري‌ميوزند و جريان‌ غالب‌ جريانهاي‌ شمال‌ غربي‌ هستيدكه ‌از جزايرآزور منشأ گرفته‌ ابتدا به‌ سمت‌ شمال‌ اروپا و سپس‌ به‌ طرف‌ جنوب‌ شرقي‌ منحرف‌ ميشود. اين‌ جريانها (مانندجريانهاي‌ شمال‌ غربي‌ در فصل‌زمستان‌) پس‌ از عبور از درياي‌ سياه‌ از شمال‌ غرب‌ وارد ايران‌ ميشود. در مرند جهت‌ شمالي‌ به‌ خود گرفته‌ و بنام‌ قره‌ جي‌ يئل‌ ناميده‌ شده‌ است‌. که معمولا در تابستان‌ باعث‌ بروز گرد و غبار ميشوند. گاهي‌ جريانهاشمال‌غربي‌مسير خود را بطرف ‌درياي‌ خزر ادامه‌ ميدهند ولي‌ پس‌ از برخورد با كوههاي‌ طالش‌ تغيير مسيرداده‌ از شرق‌ به‌ غرب‌ دربخشهاي‌ شمالي‌ آذربايجان‌ جاري‌ ميشوند اين‌ بادها بنام‌ باد مه‌ ناميده‌ ميشوند.
بصورت‌ نسيمي‌ خنك‌ و مطبوع‌ ميوزد در عين‌ حال‌جريانهاي‌غربي‌ كه‌ از جزاير آزور منشأ گرفته ‌مستقيمآ بطرف‌ شرق‌ جاري‌ ميشوندگاهي‌ ازبخشهاي‌ عربي‌ وارد آذربايجان‌ شده‌ بصورت‌ باد جنوبي ‌بنام ‌آغ ‌يئل ‌ميوزد.اين‌ جريان‌ عمدتآ ملايم‌ و در بعضي‌ موارد شدت‌ يافته‌ و باعث‌ وقوع‌ طوفان‌ و تگرك‌ميشود.

وضعیت آب و هوای کنونی جلفا

با سپاس از وبلاگ شهرستان جلفا

+ نوشته شده توسط مهران پور در سه شنبه پانزدهم دی 1388 و ساعت 0:18 قبل از ظهر |

      در این پست  میخواهم یکی از خیرین والا مقامی را معرفی بکنم که علاوه بر کارهای مهم زیادی که در حق منطقه انجام داده است  ، زمین بیمارستان فعلی هادیشهر نیز از هدایای ایشان میباشد.
یکی از متعهد ترین و قدیمی ترین و فعالترین شخصیّت های علمی و پزشکی منطقه دکتر سجاد ساجدی لیوارجانی یگانه فرزند گرامی حاجی میر ستّار میر محمدی فرزند مرحوم سید علی آقا که لیوارجانی الاصل و مقیم تبریز بوده است ، میتوان نام برد . آقایان سید حسین آقا و سید علی آقا مقیم تبریز بودند و از تعظیم و تکریم اهالی تبریز برخوردار و به سادات تب بند شهرت داشتند در آن زمانها تب ِ نوبه در کشور بیداد می کرد مردم بچه های مبتلا به تب نوبه را بحضور ایشان می بردند و با اعتقاداتی که به این سادات داشتند از نامبردگان تقاضا می کردند تب آنها را ببندد آقایان از پنبه ای که قبلاً آماده داشتند در دست خود می ریشتند و پنبه را شکل نخ در آورده ببازوی مریض با ادعیّه خاص می بستند تا مریض شفا یابد . مردم در آن دوره که علم و آگاهی به حد امروزی نرسیده بود اعتقاد داشتند که با این کار بیمارشان شفا می یابد . و در مقابل این کار مردم هدایایی میدادند که از محل هدایای مردم ، در آمد کلانی هم عایدشان می شد در اوایل سلطنت رضا شاه گرچه یک عده از روحانیون قشری رفتن به مدرسه و یا قبول دفتر محضر داری و ازدواج و طلاق را تحریم می کردند ولی آقایان مزبور سردفتری و ازدواج و طلاق را قبول کرده و شاید در حال حاضر نیز ، نوه و نبیره آنان دفتر معاملات ثبتی و ازدواج و طلاق را هم در تبریز دارند موقع توزیع شناسنامه هر دو برادر شهرت میر محمدی اختیار کرده بودند . آقای سید حسین آقا فرزندان متعددی از جمله آقایان میر اسماعیل ، میر ابراهیم ، میر یحیی و میر محمد و .... داشت ولی آقای سید علی آقا گرگری گویا یک پسر بنام آقای میر ستار میر محمدی و آقای میر ستار هم یک پسر بنام میر سجّاد داشتند همین آقای میر سجاد که در ترکیه ویا احتمالاً آلمان به اخذ دکترای پزشکی موفق شده بود شهرت خود را به ساجدی تغییر داده بودند .

زمین بیمارستان را که به نام دو برادر آقایان سید علی وسید حسین به ثبت رسیده بود بمقدار دو دانگ از طرف ورّاث پدرش و عموی پدر به همین آقای دکتر ساجدی واگذار کرده بودند . و مرحوم دکتر ساجدی نیز همین زمین را برای احداث بیمارستان در اختیار وزارت بهداشت و درمان قرار دادند .ساختمان بیمارستان بر روی همین زمین اهدایی دکتر ساجدی ، احداث و روی همین اصل بیمارستان بنام ایشان نامگذاری شده است البته آقای دکتر ساجدی مدتی در بیمارستان امام خمینی تبریز مشغول طبابت بودند از هر گونه مساعدت در حق اهالی منطقه مضایقه نداشتند . 
دكتر ساجدي هر هفته يك روز را براي مداواي بيماران زادگاهش بطور رايگان اختصاص ميدادند  و در صورتي كه متوجه ميشد بيماري قدرت خريد دارو را ندارد بطور رايگان نسبت به تهيه دارو  برايش اقدام مينمود . و البته شكي نيست كه هر چه از مقام والاي آن عزيز گفته شود نميتوان باز هم تمامي سجاياي اخلاقي ايشان را بازگو نمود و از نظر علمي نيز  ایشان را می توان از معاریف علمی و خیرین منطقه بشمار آورد . ایشان چند سال پیش قبل از افتتاح بیمارستان در اثر حادثه رانندگی بین جلفا – هادیشهر دار فانی را وداع گفتند . روحش شاد و قرین رحمت باد ، آمین .
  دوستان گرامي در صورتي كه از زواياي پيدا و پنهان آن بزرگوار اطلاعي داريد خواهشمندم كه با بازگو نمودن آن در بخش نظرات ياريگرمان باشيد تا با شناساندن ايشان دين خودمان را هر چند اندك به مقام شامخ و والاي آن عزيز ادا نمائيم .
 
با سپاس ويژه از وبلاگ هاديشهر
+ نوشته شده توسط مهران پور در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 8:7 بعد از ظهر |
لیوارجان زادگاه علما و بزرگانی هست که وقتی در شخصیت آنان تفحص میشود با سر بلندی به وجود نازنین آنان افتخار میکنیم که هر کدام از این بزرگان سرشار از انسانیت و والامنشی و اخلاق میباشند با تکریم آن بزرگواران به معرفی یکی از این عزیزان میپردازیم .
 

حاج میرزا قاسم آقای گرگری

ازدیگر معاریف  لیوارجان شایسته است از علما و دانشمندان طراز اول تبریز حضرت آیه اله حاجی میرزا قاسم آقا گرگری فرزند غفار بیگ لیوارجانی الاصل که از افتخارات استان و منطقه می باشند نام برد . این فرد ، شخصیتی از لحاظ علم و ورع و تقوی مورد تایید مجتهدین ارجمند تبریز که نماینده تام الاختیار حضرت آیه اله آقا میرزا صادق آقاتبریزی که ازاجلّه علمای تبریزی می باشد، بوده اند . ایشان از دوران تحصیلی و بعد از فراغ تحصیل هم مقیم تبریز محلّه شتربان در محلّی بنام شرشرا باشی سکونت داشتند قریب به صد سال عمر و امام جماعت مسجد حسن پادشاه میدان صاحب الامیر بودند و سالها مدیر طالبّیه حاجی صفر علی تبریز بودند ایشان هم موقع اخذشناسنامه با توجه به زادگاه خود لیوارجان که جزو بلوک گرگر آن زمان بوده اند ازشهرت گرگری استفاده نموده اند در صورتی که کلیه فک و فامیل دور و نزدیک ایشان در قریه لیوارجان اقامت دارند شهرت صفرخانی انتخاب نموده اند  البته مرحوم آیه اله حاجی میرزا قاسم آقا گرگری از احترام و محبوبیت خاص برخوردار، قاطبه اهالی تبریز و بازار و اصناف خصوصاً اهالی محله شتربان بودند نگارنده چندین نوبت نماز عید فطر را با ایشان اقامه نموده ام مرحوم نامبرده در اوایل زمستان و در اواخر پاییز سال1357 قبل از پیروزی انقلاب به لقاالله پیوستند اهالی تبریز بطور اعم با تجلیل تمام  کفن و دفن ایشان در محل اقامت خود در جوار مرقد حمّال قبری مدفون و تا چهل روز همه روزه با دایر کردن مجالس ترحیم در مساجد تبریز ازهر گونه تکریم و احترام در حق ایشان فرو گذاری نکردند بدیهی است وجود پاک و مطهر این عالم ربانی چه در دوران حیات و چه بعد ازرحلت موجب افتخار این منطقه حساس مرزی بوده و هست .رحمت خدای شامل حال وی و امثال وی باد .

با سپاس از وبلاگ " شهرستان جلفا "

+ نوشته شده توسط مهران پور در جمعه ششم شهریور 1388 و ساعت 1:28 قبل از ظهر |

      به جزایر موجود در میان رود ارس "شام " می گویند. یکی از مشهورترین شام های رود ارس شام موسی خان است . گویا این شام از آن مردم لیوارجان بوده و مانند تمامی شام های ارس غیر مسکون بوده  است. از شام ها تنها یک نوع بهره برداری می گردد و آن این که از آن برای چرای احشام استفاده می کنند.

شام موسی خان یک شام تاریخی است .لا اقل در اسناد و مدارک دوره قاجار نام و نشانی از آن باقی مانده است . وجه تسمیه آن باید مربوط به نام موسی خان لیوارجانی باشد و این فرد لااقل بایستی نزدیک به  صدو پنجاه  سال قبل می زیسته است و به احتمال بسیار قریب جد موسی خانی ها باشد.

در سندی مربوط به دوران ناصرالدین شاه قاجار از مجموعه اسناد روابط ایران و روسیه از دوران ناصرالدین شاه تا سقوط قاجاریه می خوانیم :

"سواد کاغذ حسین خان سرحددار محال گرگر:

چند نفر از اهل یانجی (یاجی )که در کنار ارس واقع است با قزاقهای آن قراولخانه ها از رود ارس عبور نموده ،هفده راس عوامل رعایای لیوارجان که در شام موسی خان ، می چریدند به اردوباد برده و فروخته اند.یک نفر از اهل اردوباد آنها را خریده و الآن همگی مالها در ییلاق موجودند ."

همچنین در سال 1283ه . ق از سوی میرزاعباس خان مهندس مخصوص پیشنهاد ساخت قراولخانه ای در این شام به دولت قاجار ارائه می گردد.در همین منبع مذکور در فوق می خوانیم :

"قراولخانه هایی که در کنار ارس ساخته شده ، بی استحکام است و بعضی را در محل مناسب نساخته اند، و وضع قراولخانه ها هم خوب نیست قراولخانه که بر حسب لزوم در شام موسی خان بنا خواهد شد برآورد مخارج او را فرستاده ام ، خیلی با استحکام و خوش وضع و مناسب خواهد شد."

"با سپاس از وبلاگ کمکی آراز "

+ نوشته شده توسط مهران پور در شنبه سی ام خرداد 1388 و ساعت 0:42 قبل از ظهر |
ضمن تقدیر و تشکر از الطاف دوستانی که با  مراجعه به سایت در بخش نظرات و ارسال ایمیل مارا مدیون الطاف خویش قرار دادند با تقدیم شعر زیر بعرض میرسانم مجموعه تحقیقاتی  در مورد تاریخ و فرهنگ  منطقه جلفا با محوریت " لیوارجان " در دست تهیه است که امید است  در آینده ای نزدیک تقدیم تمام علاقه مندان به فرهنگ و هنر این مرز و بوم نمائیم .

صبر اولسا کونول، قيش دا گئده ر، شخته ده، قاردا

  بايرام دا گلر، آرديجا بولبولده، باهاردا

 بير آزجا گولوم سن بو غم فرقته دؤزسن

 هيجراندا چاتار باشا، گلر نازلي نيگاردا

+ نوشته شده توسط مهران پور در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 11:44 بعد از ظهر |

عبور مظفرالدین شاه قاجار  از ارسعبور مظفرالدین شاه قاجار از رودخانه ارس

 

بیست و دو سال بعد از عبور ناصرالدین شاه ( خاطرات ناصرالدین شاه در آرشیو وبلاگ موجود است ) ، مظفرالدین شاه قاجار نیز در جریان نخستین  سفرش به فرنگســــتان  همچنان در جلفا از ارس گذشته است . و در سفر نامه اش چنین یاد کرده است :

امروز (بیست محرم 1318 هجری قمری برابر با بیست مه 1900 ) باید از جلفای خاک خودمان به جلفای روس برویم و به سلامت از رود ارس بگذریم . صبح که از خواب برخاستیم هوا به طوری منقلب و رعد و برق بود و باران می بارید که ما فوق نداشت و چون خدام حرم می خواستند رفتن و عبور ما از رودخانه تماشا کنند و عمارت پستخانه خوب مشرف ، رودخانه نبود ، دوباره اینجا را که منزل ما و مشرف به ارس است ، قرق فرمودیم وحرم به اینجا آمدند . تا دو ساعت به غروب مانده که وقت حرکت ما بود ،جناب اشرف صدراعظم فرستادند که موقع حرکت است . از اندرون بیرون آمدیم ، ولیعـــهد همراه ما بود . جناب اشرف صدراعــظم و وزیــر دربار موثق الدوله، وزیر همایون ارفع الدوله ، و امین حضرت با لباس رسمی در جلو درب حاضر بودند و طرفین را ، ایرانیها ، اهل اردو و افـــــواج و ســــوار حـــاضر رکـــاب و موزیکانچی ها و قزاق ها که همراه هستند  ، گرفته تا لب رود ارس با کمال نظـــم صف بسته ،ایستاده بودند . قایق مارا لب رود حاضر کرده بودند ، توکــــل به فضــل خدای تعالی نموده  ، داخل قایق شده ، روی صندلی که برای ما گذارده بودنـــد ، نشستیم . اشخاصی که در قایق ما بودند از این قرار است :

ولیعهد اعتماد السلطنه جلو ما ایستاده و تماشا میکرد . جناب اشرف صدراعظم

 و وزیر دربار و وزیر همایون و امین حضرت که قوری آب یخ در دست داشت جلوی روی ما  ایستاده ، و مشغول عرض و صحبت بودند .

قایق مارا عملجات که لخت شده اند ، توی آب با طناب می کشند ، وضع این رودخانه در اینجا این است که بواسطه بلندیهای زمین که در وسط رودخانه پیدا است رود خانه را به دو شعبه منشعب کرده است . از یک طرف قایق راکب را میرساند به جزیره ، از آنجا پیاده شده داخل جزیره می شود و از طرف دیگر به قایق روسها سوار می شود که با مفتولی از آهن ، مثل طناب کلفت مهار کرده ، به ساحل آنطرف می کشند و راکبین را با کمال سهولت به خشکی می رساند .

خلاصه ما قدری که با قایق رفتیم ، بلند شده بطرف ایران و اهالی خودمان دستمال تکان داده و اظهار لطف و مهربانی کردیم که یک مرتبه تمام مردم دست به دعا و سلام صلوات بلند کرده ،هیجان غریبی برای آنها دست داد ، بما هم حالت موثری رخ نمود .

قایق ما به محاذی جزیره نرسیده ، قدری از راه و رسم معمول پائین تر رفت ، خیلی اسباب اضطراب مردم شده بود. بحمدالله سالماً به جزیره رسیدیم و از آن   طرف سوار شده ، به ساحل رود رفتیم .

 

 با تشکر از وبلاگ شهرستان جلفا 

+ نوشته شده توسط مهران پور در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 11:1 بعد از ظهر |

      لیوارجان درنوروز زیبایی های خویش را سخاوتمندانه

 به چشمان زیبا پسندان جلوه گـــــــــــــر می سازد و

 بهار مسحور کننده لیــــوارجـان همگان را به گوشه ای

از عظمت بی حد خالق لا یزالش معطوف میدارد .   

برای آشنایی با نوروز و سنتهای آن در باستان ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهران پور در چهارشنبه یکم فروردین 1386 و ساعت 0:5 قبل از ظهر |
حیدر بابایه سلام  سروده ایست از دوران جوانی استاد شهریار، آن زمانی که او در تهران به تحصیل پزشکی اشتغال داست و راه زندگانی خویش را هنوز ترسیم نکرده بود. او با حسرت از دوران کودکی خود در قریه زادگاه پدرانش یاد میکند و به خاطر میاورد که زندگی در آنجا چقدر ساده و دلفریب بود. خطاب او به کوهی است که در کنار آن دهکده سربرافراشته بود و در دامنه آن کوه بچه ها و بزرگها، حیوانات و طبیعت، ونیز تمامی عشق ها و افسانه های آدمیان با یکدیگر موزون و هماهنگ میزیستند. نام آُن کوهسار به زبان آن مردمان بهشتین حیدر بابا بود....استاد شهریار

نمونه ترجمه بی بدلیل این اثر بی نظیر :

   حيدربابا ، ايلديريملار شاخاندا              حيدربابا چو ابر شَخَد ،‌ غُرّد آسمان
   سئللر ، سولار ، شاققيلدييوب آخاندا    سيلابهاى تُند و خروشان شود روان
   قيزلار اوْنا صف باغلييوب باخاندا            صف بسته دختران به تماشايش آن زمان 
   سلام اولسون شوْكتوْزه ، ائلوْزه !         بر شوكت و تبار تو بادا سلام من
   منيم دا بير آديم گلسين ديلوْزه              گاهى رَوَد مگر به زبان تو نام من

                         برای مشاهده کل این منظومه و شنیدن آن

               با صدای استاد شهریار ادامه مطلب  را مطالعه فرمایید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهران پور در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 11:42 بعد از ظهر |

  یک سال ازگذاشتن اولین کامنت در وبلاگ لیوارجان گذشت در این مدت با دوستان زیادی آشنا شدم و خیلی از آنها با ارائه نظرات مفید خویش از طریق ایمیل و  ... برای ادامه این راه ما را مصممم نمودند. در اینجا فرصت راغنیمت  شمرده و از همه  آنها قدردانی مینمایم و امیدوارم که همچنان با ارائه نظرات خویش ما را  در ادامه این راه برای هرچه پر محتوا کردن این وبلاگ یاری نمایند .  انشالله

+ نوشته شده توسط مهران پور در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 و ساعت 0:35 قبل از ظهر |
   عشق و علاقه به اهلبيت (ع) بويژه حضرت امام حسين (ع)در دل تمامي شيعيان و از جمله در دل مردم فرهنگ پرور ليوارجان بوده و خواهد بود .محرم درلیوارجان

      مراسم و آداب عزاداري در ليوارجان از قديم حاوي نکات بسيار ريز و لطيفي بوده که هر نکته سنجي به بزرگي روح و والا منشي طراحان آن در زمانهاي گذشته پي ميبرد .عزاداري به حضرت اباعبدالله الحسين (ع) در ليوارجان نه تنها يک عزاداري ساده و غمناک بلکه وحدت بخش و صميمي بوده هست . ......

              جهت مطالعه بیشترادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهران پور در دوشنبه نهم بهمن 1385 و ساعت 5:57 بعد از ظهر |
یلدا در لیوارجانشب یلدا در لیوارجان به ” شب چله ” یا "چله گجسی" معروف و دارای پیشنیه دیرینه‌ای است و مردم دراین شب با شرکت در شب نشینی‌های طولانی و خوردن انواع میوه و تنقلات سعی در بهتر گذراندن طولانی‌ترین شب سال دارند.
مردم این منطقه برای استقبال نخستین روز از سردترین فصل سال تا آنجا که توان مالی دارند ، در خرید میوه‌های مخصوص شب یلدا مانند هندوانه ، انار و خربزه کوتاهی نمی‌کنند.
بردن هدیه به خانه عروس با عنوان ” چله پایی ” از دیگر مراسم شب یلدا در لیوارجان  است.
 

لطفا ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهران پور در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 10:55 بعد از ظهر |
    اگر میخواهید با نقشه ماهواره ای لیوارجان آشنا بشید حتما لینک زیر رو کلیک نمایید 

                                 نقشه ماهواره ای لیوارجان

+ نوشته شده توسط مهران پور در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت 10:18 بعد از ظهر |
   یکی از محصولات باغی لیوارجان گردو میباشد که حتی یکی از محلات آن به همین نام (جویزلیک ) نامگذاری شده است . و این امر به خاطر آب وهوای لیوارجان هست که این درخت با بهترین کیفیت در لیوارجان رشد میکند .و یکی از عوامل سرسبزی  " نگین آذربایجان " وجود درختان گردو میباشد . تقریبا از تمامی زوایا ؛ لیوارجان را با چشم انداز سر سبز و درختان گردو میتوان دید .

برای اطلاع بیشتر از خواص گردو لطفا ادامه مطلب را مطالعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهران پور در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 و ساعت 9:19 بعد از ظهر |
آق‌ ختمي‌ : ختمي‌ سفيد. گل‌ آنرا همراه‌ با گل‌ بنفشه‌ براي‌ التيام‌ ورم‌ و لثه‌ دندان‌ مصرف‌ مي‌كنند و بسيارمفيد است‌
بنوشه‌ : بنفشه‌ : براي‌ درمان‌ سرماخوردگي‌ از آن‌ استفاده‌ مي‌كنند.
يارپوز : پونه‌ : از تيره‌ نعناع‌ است‌ و عرق‌ جوشانيده‌ آن‌ را براي‌ درد و درمان‌ سرفه‌ و درد سينه‌ مفيداست‌ و خلط آور مي‌باشد.
گوزبان : گاوزبان‌ : مصرف‌ داروئي‌ داشته‌ و جوشانيده‌ آن‌ جهت‌ سرماخوردگي‌ و ناراحتي‌ قلبي‌ تسكين‌اعصاب‌ مفيد است‌.
بومادران‌ : عرقش‌ براي‌ درمان‌ اسهال‌ بسيار مفيد است‌.
شيرين‌ بيان‌ : از ريشه‌ آن‌ عرق‌ تهيه‌ كرده‌ و براي‌ درمان‌ زخم‌ معده‌ و ناراحتيهاي‌ گوارشي‌ بكار مي‌رود.
چاي‌ الاغي‌ : گياهي‌ است‌ بسيار معطر كه‌ در فصل‌ بهار در سراسر كوهستانهاي‌ منطقه‌ ميرويد وگلهايش‌ قرمز و بنفش‌ رنگ‌ است‌ دم‌ كرده‌ آن‌ براي‌ تنظيم‌ فشار خون‌ و ناراحتي‌ اعصاب‌ و سردرد و رفع‌خستگي‌ و زكام‌ بسيار مفيد است‌.
بيزوشا : گياهي‌ است‌ مفيد كه‌ دانه‌هاي‌ تخم‌ريز كوچك‌ آن‌ را در آب‌ گرم‌ جوشانيده‌ و مينوشند.
امن‌ كومن‌ : پنيرك‌. گياهي‌ است‌ داروئي‌ برگهاي‌ آن‌ را مي‌چيند در آب‌ جوشانيده‌ و بعد از مدتي‌برگهاي‌ جوشانيده‌ آن‌ را در دمل‌ مي‌گذارند.
بابينه : گل‌ بابونه‌. از گياهان‌ داروئي‌ بوده‌ گل‌ آن‌ را مي‌جوشانند و از جوشيده‌ آن‌ در جهت‌ رفع‌ دل‌ دردكودكان‌ استفاده‌ مي‌شود.
جاجيغ : گياهي‌ است‌ خوراكي‌ و از آن‌ در جهت‌ پختن‌ آش‌ نيز استفاده‌ مي‌كنند.
داغ‌ مرزه‌سي‌ : مرزه‌ كوهي‌. گياهي‌ است‌ معار كه‌ معرف‌ خوراكي‌ دارد و برگ‌ خشكي‌ شده‌ آن‌ را در آش‌بكار مي‌برندو براي‌ افراد تنگي نفس دارند دم‌ كرده‌ آن‌ مفيد است‌.
شيورن : خاكشير. دانه‌هاي‌ ريز دارد مصرف‌ طبي‌ دارد و دانه‌هاي‌ آن‌ مهم‌ است‌. و براي‌ درمان‌گرمازدگي‌ و رفع‌ عطش‌ در تابستان‌ بكار مي‌بريد.
اوليك : سبزي‌ است‌ كه‌ در آش‌ مي‌ريزند.
اوزليك : اسپند. گياهي‌ است‌ كه‌ دانه‌هاي‌ آن‌ در آتش‌ با بوي‌ خوش‌ مطبوع‌ مي‌سوزد و خاصيت‌ضدعفوني‌ دارد.
قاز آياغي‌ : نوعي‌ سبزي‌ خوراكي‌ است‌ كه‌ معمولا در اكثر مزارع‌ بخش‌ جلفا مي‌رويد بيشتر در آش‌استفاده‌ مي‌كنند.
عمليك‌ اوتي‌ : كاكوتي‌ آويشن‌. گياهي‌ است‌ مفيد و گل‌ و دانه‌ برگهاي‌ بسيار معطر است‌ از عرق‌جوشانيده‌ آن‌ براي‌ دل‌ درد و ناراحتي‌ معده‌ استفاده‌ مي‌كنند.
اودين‌ : كزنه‌ـ داراي‌ برگهاي‌ دانه‌دار است‌ در كنار جويبارها ميرويد جوشانيده‌ آن‌ بيشتر بكار ميرود.
استقودوس : براي‌ شكم‌ درد نافع‌ است‌ دم‌ كرده‌ آن‌ مصرف‌ زيادي‌ دارد.
آغ‌ چاپاش‌ : سبزي‌ خوردني‌ است‌ از آن‌ در آش‌ استفاده‌ مي‌كنند.
كوشتره‌ دوباني‌ : نوعي‌ سبزي‌ خوردني‌ است‌ كه‌ در آش‌ بيشتر مصرف‌ مي‌شود.
قره‌ خود : گياهي‌ است‌ داروئي‌ برگ‌ و گلهاي‌ دم‌ كرده‌ و آن‌ را مينوشند براي‌ بعضي‌ از افراد مفيد است‌.
شومين : اسفناج‌ . سبزي‌ خوردني‌ است‌.
كاف‌ گيله‌ : سبزي‌ خوردني‌ است‌ براي‌ دفع‌ درد سينه‌ مفيد است‌ نرم‌ كننده‌ معده‌ است‌
مكه‌ توكي‌ : كاكل‌ ذرت‌. دم‌ كرده‌ آن‌ را براي‌ دردهاي‌ كليه‌ بكار مي‌برند
بولول : گیاهی است مانند لوبیا در مزارع گندم و جو می روید میوه لوبیا مانند آنرا
در آب میپزند و وبا نمک میل میکنند .
کهلیک اوتی : این گیاه در کوهپایه های منطقه در بهار میروید و خاصیت داروئی
فراوان دارد و مردم دمکرده آنرا بجای چای یا با چای نوش جان میکنند .
مملی مستان : این گیاه داروئی نیز در بهار ور دشت و صحرا میرویدو گلهای
سفیدی دارد .
تورشک : گیاهی است ترش و خوشمزه و در بهار در کوههای منظقه میروید
ومردم آنرا با اشتیاق  می خورند.
چوبان کبریتی: گیاهی است کوهستانی  که دم کرده آن برای رفع عفونت مفید است .
اوشقون : در بهار میروید و ساقه های ترش مزه آن بسیار خوشمزه میباشد.
 
لازم میدانم از وبلاگ مناظر ایران و جهان که  قسمتی از  مطالب را از آنجا نقل کرده ام  قدردانی نمایم
+ نوشته شده توسط مهران پور در جمعه سوم آذر 1385 و ساعت 10:6 بعد از ظهر |
حمام ليوارجان 
بقاياي اين بنا در روستاي ليوارجان  واقع گرديده و ظاهرا از آثار دوره صفويه و قاجاريه مي باشد. نيمي از ساختمان حمام بر روي برآمدگي زمين ساخته شده ، به طوري كه قسمت جنوبي آن در گودي خاك فرو رفته است، اما قسمت شمالي كمي از سطح زمين بالاتر قرار دارد. حمام در محوطه مستطيل شكلي به صورت خاوري – باختري ساخته شده و دو ورودي آن از جانب خاوري است. اين ورودي ها از طريق فضاي طاقداري به رخت كن حمام راه مي يابد. رخت كن فضاي چليپا شكل گنبدداري است كه در اطراف آن سكوهايي براي نشيمن و رخت كن تعبيه شده است. در ميانه فضا نيز حوضچه اي قرار دارد. حد فاصل رخت كن و گرمخانه، فضاهاي كوچك طاقداري قرار گرفته و بعد از آن گرمخانه حمام با پوشش طاق و گنبد واقع گرديده است. قسمت اصلي گرمخانه با گنبد و فضاي جانبي آن با طاق استوانه اي مسقف شده است. در ضلع جنوب گرمخانه منبع آب حمام و در ضلع باختري، خزينه و سپس تون يا كوره حمام قرار دارد. بناي حمام فاقد هر گونه تزئيناتي است. حمام ليوارجان دردوره قاجاريه مورد استقاده بوده ولي ممكن است زمان احداث آن به عهد صفويه باز گردد.
 
 
+ نوشته شده توسط مهران پور در جمعه بیست و ششم آبان 1385 و ساعت 11:37 بعد از ظهر |
 شهرستان جلفا يكي از شهرستانهاي  استان اذربايجانشرقي و در شمال غربي اين استان واقع شده است . شهر جلفا مركز اين شهرستان در كنار رودخانه ارس  در45 درجه و 38 دقيقه طول شرقي و38 درجه و56 دقيقه عرض شمال ودرفاصله 130 كيلومتري تبريز و منطقه صفر مرزي  قرار گرفته وفاصله هوائي ان از تهران800 كيلومتر مي باشد.

اين شهرستان  بصورت طولي درميان رودخانه ارس درشمال وكوههاي قره داغ در جنوب شكل گرفته كه تنها دسترسي آسان از مركز ايران به اين منطقه از گردنه معروف واستراتژيك دره ديزاست.

اين شهرستان از شمال بواسطه رودخانه ارس به جمهوريهاي ارمنستان واذربايجان وازجنوب به شهرستان مرند ، ازغرب به شهرستانهاي ماكو وخوي(استان اذربايجان غربي)وازشرق به شهرستانهاي كليبر واهرمنتهي مي گردد.

جلفااز لحاظ موقعيت جغرافيائي وژئوپليتيك درآذربايجان از مناطق حساس محصوب مي شود چراكه سابقا      پايگاه  سياسي واطلاعاتي نظام كپيتاليستي آمريكا در مقابل نظام سوسياليستي شوروي  سابق بوده ودرحال حاضر با دوجمهوري تازه استقلال يافته آذربايجان وارمنستان كه هر كدام اهداف سياسي خاص را دنبال مي كنند سرحد مشترك دارد.

شهرستان جلفا داراي دو بخش(مركزي ـ سيه رود) وپنج دهستان (ارسي ـ داران ـ نوجه مهر ـ ديزمار غربي ـ شجاع) و52روستاو90آبادي كه دربستر طولي اين منطقه واكثرا در پاي كوههاي قره داغ تكوين و رشد يافته اند.

طول شهرستان جلفا 100كيلومتراست .

 

رود ارس

    رودخانه ارس در فاصله 2كيلومتري جلفا پس از گذشت از بستر تنگ كوهستاني كه در كوههاي نزديك جلفا ايجاد نموده است وارد جلفا مي شود . در نزديكي پاسگاه سيه رود كه ميان جلفا وخدا آفرين قرار گرفته درطي سالهاي طولاني بستر خود را در دره يك كوهستان صخره اي، بقدري پائين برده كه بشكل يك ديواره كاملا عمودي با ژرفاي خيلي زياد درآمده بطوريكه اين بستر بصورت يك پرتگاه خيلي خطرناك مي باشد ومجراي ژرف ارس در اين ناحيه به اسم(جاموش بغان بندي) كه به فارسي يعني بندي كه گاومييش را خفه مي كند ناميده مي شود.كه داراي چشم انداز بسيار زيبايي مي باشد.

نام اين رودخانه در قديميترين كتب تاريخي ايران مانند اوستا “دايي نياي” آمده و سواحل آنرا محل تولد زردشت پيامبر مي دانند و نام مشهور فعلي آن آراس ميباشد .  سرچشمه آن از كوههاي مين گول داغ (هزار بركه) تركيه واقع در جنوب شهر ارزروم است ، محل مذكور كه در مركز تجمع آبهاي اين كوهها وتشكيل ارس بوده ،  بيش از 800 متراز سطح دريا ارتفاع ندارد وطول رود از سرچشمه تا مصب قريب 800 كيلومتر است .كه پس از سرازير شدن از سرچشمه درنقطه اي به اسم “دوالو” مجاور خاك ايران شده واز همين محل تا نقطه“قره دوني” كه آخرين حد فاصل خاك ايران و ارس مي باشد ، در شمال غربي ايران جريان دارد. پس از واگزاري قفقازيه به شوروي سابق و ختم جنگهاي ايران وروس به موجب معاهده تركمنچاي منعقده در سال 1243 هجري مقارن با 1828 ميلادي ، رودخانه مزبور سر حد ميان شوروي وايران گرديد رودخانه ارس پس ازعبور از قره دوني وارد خاك قره باغ مي شود وبا طي مسير درجمهوري آذربايجان مستقيما به درياي خزر مي ريزد.

شعباتي كه از خاك قفقازيه وارد رود ارس مي شود عبارتند از : آرپاچاي-رود نخجوان-رود كر .

شعباتي كه از خاك ايران وارد رود ارس مي شود عبارتنداز: رود زنگماراز ماكو- رود آغ چاي و قطور چاي از خوي- رود زيلبير از مرند رود كوك گنبد از قره داغ دره رود مغان  .

    عرض رودخانه ارس در جلفا گاهي تا 200متر و ارتفاع وعمق بستر آن به 2 تا 3 متر مي رسد . عريضترين نقطه رود خانه در نزديكي شهر جلفا ميباشد كه بيش از 200 متر عرض و بيش از 4 متر عمق دارد كه مي توان سومين رودخانه ايران از لحاظ قدرت آب تلقي كرد . در مواقع عادي آب آن قابل شرب ولي در مواقع طغيان گل آلود است . بنابر تجربه وعقيده عموم وآزمايش اطباء آب ارس براي شرب بسيار مناسب وقدرت زيادي در ايجاد اشتها وهضم غذا دارد .

بر روي ارس تا كنون پنج پل ساخته شده است كه عبارتنداز : پل آهن جلفاـ شوسه جلفا ـ پل پلدشت در شهرستان ماكوـ پل خدا آفرين در قره داغ ـ پل نوردوز در مرز ارمنستان .

بستر رودخانه ارس داراي شيب زيادي بوده كه آب با سرعت درآن جريان دارد ومثل رودهاي ديگر نمي توان بر روي آن قايقراني كرد ولي اگر قايق موتور دار باشد مي توان از آن استفاده نمود

 

1-روستاي ارسي

     روستاي ارسي از پر آبترين روستاهاي منطقه است واز هر گوشه آن چشمه هايي جاري مي باشد . ارسي داراي باغات وسيع و سرسبزي مي باشد واكثر مردم روستا از طريق فروش محصولات باغي اعم از گردو، زردآلو ودرختان ديگر امرار معاش مي كنند . كشاورزي در روستا رايج است ولي بمانند باغداري نتوانسته در اقتصاد مردم روستا تاثير مفيدي داشته باشد ودرآمد زيادي را عايد كشاورزان سازد . اكثر كشت محصولات زراعي روستا را گندم و جو تشكيل مي دهد .

 

2-روستاي حق وردي آباد

    اكثريت جوانان وميانسالان روستا درامورات تجاري مشغول هستند ودر جلفا به خريد وفروش وسايل خارجي مي پردازند وتوانايي مبادلات (صادرات و واردات)خاصي را دارند.

كشاورزي ودامداري از جمله فعاليتهاي حاشيه اي روستائيان محسوب مي شود . باغداري بعلت كمبود آب در روستا از جايگاه چنداني برخوردار نيست .

 

3-روستاي دوزال

     تپه هايي كه روستا بر آن تكيه داده ،كاملا مشرف بر مزارع ورودخانه ارس وكوههاي قره باغ  (كوههاي ارمنستان) است و چهار عامل طبيعي انساني يعني كوه، مزارع، رودخانه ومساكن روستائي با چشم اندازي زيبا ولاينفك در نيمرخ طبيعت حاكم بر آنجا رويت مي شود .

اقتصاد حاكم بر روستا بر پايه باغداري، دامپروري بصورت (ييلاق- قشلاق) و پرورش كرم ابريشم وزراعت استوار است . باغداري ودامپروري نقش اساسي را در تامين درآمد حاصله مردم ايفاء مي كند . از جمله محصولات باغي اين روستا كه داراي شهرت خاصي است مي توان انجير، اناروسيب را نام برد كه در فصل ميوه در بازارهاي منطقه و ساير شهرهاي استان بوفور يافت مي شود .

گندم، جو، برنج و لوبيا از محصولات زراعي روستا به حساب مي آيند كه به مدد آ‌ب رودخانه ارس و خاك حاصلخيز برداشت مي شود .

 

4-روستاي شجاع

     درگذشته مردم روستا به پرورش كرم ابريشم وابريشم بافي اشتغال داشتند . كه با دستور شاه عباس مبني بر انتقال ارامنه از منطقه جلفا به اصفهان، ارامنه روستاي شجاع نيز همراه ارامنه جلفا كوچ داده شدند .

با تاسيس گمرك در جلفا بيشتر مردم اين روستا جذب كار دولتي و شغل آزاد گرديدند واز كشاورزي ودامداري دست برداشتند ودرصد كمي به كشاورزي و دامداري مشغول مي باشند .

روستاي شجاع با توجه به وجود كارخانه بزرگ موتور سيكلت سازي آميكو توان بالقوه اي براي تبديل به شهرك صنعتي در اين منطقه را دارد . ساير امكانات موجود ؛كارخانه يخ سازي ،دو باب مرغداري، يك گاوداري راكد و كاراگاه مونتاژ تراكتور مي باشد .

 

5-روستاي ليوارجان

     روستاي ليوارجان داراي اراضي كشاورزي وسيعي مي باشد كه دشت گورديان متعلق به اهالي اين روستا مي باشد . روستا در ميان باغات وسيعي از درختان تنومند وسرسبز قرار گرفته وداراي مناظر زيبا وخوش آب وهوا در منطقه مي باشد . امروزه اكثريت مردم ليوارجان در امور باغي مشغول هستند . درختان ميوه اي روستا عبارتنداز :گردو، آلبالو، گيلاس، سيب، بادام ، گلابي وساير محصولات. باغداران كه اكثريت شاغلين روستا را تشكيل مي دهند ، از طريق فروش محصولات درختي تامين معاش مي كنند . كشاورزي نيز در روستا رواج دارد واكثريت كشاورزان به كشت گندم وجو و يونجه مي پردازند و به غير از نيازهاي خويش مازاد آن را يا در روستا ويا در هادي شهر بفروش مي رسانند . تعداد قليلي هم از مردم به دامداري ودامپروري مي پردازند كه به مانند كشاورزي وباغداري چشمگير نيست. اين روستا از لحاظ آب نقصانهايي دارد . اين روستا بيش از چهار چشمه مهم ندارد كه آنها نيز بخاطر حفر چاههاي عميق در هادي شهر رو به خشكي هستند .

 

6- روستاي نوشيروان

    در اين روستا بدون استثناء همه خانوارها به كار كشاورزي در سطح خيلي محدود ودر حد نيازشان مشغول هستند واكثرا به كشت گندم وصيفي جات و نخود مي پردازند . باغهاي روستا حدود 10سال پيش بر اثر كمبود آب وآفات نباتي خشك شدودرختان ديگري جايگزين نگرديد . اخيرا يك سد خاكي در روستا احداث گرديده كه در صورت بهره برداري از آن نه تنها سفره هاي زير زميني و چشمه هاي روستا تقويت مي شود، بلكه در اثر استفاده از آب آن براي امور كشاورزي ، بازدهي زمينهاي زراعي بر اثر وجود آ‌ب چندين برابر مي شود .

در نوشيروان يك معدن بزرگ نمك سنگي همچنين يك معدن گچ نيز وجود دارد .

 

7-روستاي اشتبين

     از لحاظ بافت، اشتبين جزو روستاهاي تلي شكل است كه داراي چشم انداز خيلي جالب مي باشد . در شرق و پائين ترين قسمت دره روستا ، رودخانه اي در جريان است كه با صداي دلنواز ومنظره  منحصربفردش زينت و زيبائي خاصي بر روستا بخشيده است وحتي مسبب وجودباغات وسيع و سرسبز درپرتو اين رود است . ولي بعلت عدم رعايت بهداشت مردم وجاري ساختن فاضلابهاي منازل (به دليل بافت شهري فعلي ) وريختن خاكستر تنورها وفضولات حيواني در رودخانه بعضي مواقع رنگ رودخانه تغيير مي يابد .

درصد كمي از اقتصاد روستا بر اساس باغداري ودامداري است و بيشتر روستائيان داراي باغات پربار ووسيع هستند وازطريق فروش ميوه جات از جمله انجير، انار، گردو، سيب و امرار معاش مي كنند .

مهمترين محدوديت روستا در توليد وارائه محصولات به بازارهاي منطقه اي دوري از بازار مصرف مي باشد كه باعث افزايش هزينه حمل مي گردد . ضمن اينكه روستاي اشتبين توانايي به القوه اي براي تبديل به منطقه توريستي را دارد .

8- روستاي ايري

    اين روستا داراي باغات بسيار غني و زمينهاي حاصلخيز كشاورزي مي باشد وبه بركت آب رودخانه آغ چاي كمار كه در تمام فصول سال داراي آب مي باشد وتعداد دو كانال احداث شده درپيشبرد اهداف كشاورزي آن روستا نقش مهمي دارد وباعث گرديده تا محصول برداشت شده از كميت زيادي برخوردار باشد .

 

9- روستاي زاويه

    اين روستا در ميان كوههاي بلند ومرتفع گرگر قرار گرفته كه در قسمت شمال روستا باغات سرسبز ودرختان تنومند گردو كاشته شده است . بنظر مي رسد عامل مذهبي موجب تكوين روستا ميباشد. چرا كه اين روستا پس از وفات يكي از نوادگان امام موسي كاظم (ع) بنام سيد اسماعيل شكل گرفته است .

اقتصاد روستا اكثرا به باغداري وكشاورزي وابسته است ودرختان فراوان وسرسبزي ،اطراف اين روستا را فرا گرفته و با بازدهي خود باعث امرار معاش عده اي از اهالي روستا گرديده است .

 

10-روستاي سيه سران

     روستاي سيه سران بخاطر آب فراوان داراي باغات سرسبز وپرمحصول مي باشد وبيشتر درختان آنرا گيلاس، آلبالو، گردو تشكيل مي دهد . محصولات كشاورزي روستا گندم، جو وصيفي جات مي باشد . اكثريت مردم از طريق باغداري تامين معاش مي كنند كه كشاورزي ودامداري در مرحله بعد از آن قرار دارد.

+ نوشته شده توسط مهران پور در جمعه بیست و ششم آبان 1385 و ساعت 11:20 بعد از ظهر |

لیوارجان در نقشه جهانLivarjan, Iran (islamic Republic Of)

Longitude: 45.6333333
Latitude: 38.8833333

 

+ نوشته شده توسط مهران پور در جمعه دوم تیر 1385 و ساعت 0:28 قبل از ظهر |
       ضمن تقدیر از شما سرورانی که به این وبلاگ سر میزنید خواهشمندیم ضمن

 ارائه  نظرات مفید   و  سازنده خویش در ارائه هر چه  بهتر اطلاعـــــــات راجع به

 لیوارجان وشهرستان جلفا یاریگرمان باشید . بی شک لیـــوارجـــان دارای زوایـای

ناپیدای تاریخی ، فرهنـگی و ... میباشد که هر یک از ما فقط به قسمتهــای کمـی   

از آن میتوانیم دست یابیــم و  با کمک هم میتوانیم  ضمن بسط اطــــلاعات خود و

دیگران و ایجاد دائرۀ المعارفی جامع راجع به لیــــوارجان  دینمان را نسبت به این

آب و خاک هر چند اندک  ادا نماییم .   انشاالله   

+ نوشته شده توسط مهران پور در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 1:22 قبل از ظهر |
                        لیوارجان

               چشم انداز کوه ۳۳۴۷متری کیامکی از لیوارجان

                      

                 نمایی از لیوارجان

          

                           نمایی از تفرجگاه زیبای (بوستان سیه سران )

طبیعت زیبای لیوارجان

طبیعت زیبایی از "نگین آذربایجان"

+ نوشته شده توسط مهران پور در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 11:36 بعد از ظهر |

   قبلا اشاره ای به صفای درون و میهمان نوازی مردم لیـوارجان شد و اینکه

هر کسی به وسع خود  این رسم نیاکان خویش را  به جـا می آورد  و موقـع

خداحافظی   میهمانان ، میزبان به  رسم یادبــود هدایایی به آنها میـــداد  و

بی شک و هدایایی که میهمانان دارالحکومه منطقه دریافت میکردند نفیس ـ

 تر بود .

    در تبریز مه آلود به این موضوع نیز اشاره ای کوتاه شده که در زیر می آید .

" ... هدیه داخل قوطی نقره ای که حاجی خان پیش کش کرده بود عبارت بود

از جاسوزنی ، که از دو قطعه فیروزه ساخته شده بود به اضافه یک انگشتانه

طلا که نگین هایی از سنگهای قیمتی داشت ، همچنین ظرف پودر صورت که

با سنگهای گرانقیمت ممنقوش و تزئین یافته بود و یک میل سرمه دان از عاج

و طلاساخته شده بود . "

 
+ نوشته شده توسط مهران پور در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 11:27 بعد از ظهر |

    با توجه به اینکه خان لیوارجان از سلاله شاهان بود و در حکــومت سهــیم

بودند لذا بی شک از مواریث شاهان نیز بی بهره نبودند . بدون اطـــاله مطلب

در اینجا نیز به قسمتهایی از سفرنامه تبریز مه آلود اشاره میکنیم :

   "  ... پس از صرف چای ، حاجی خان گفت : حالا بفرمایید  چیزهایی را که از

عباس میرزا به مادرم به ارث رسیده است را تماشا کنید ؛ از دوازده اتاق دیدار

کردیم ؛ همه اش مفروش بود حاجی خان درباره نوع جنس وتاریخ بافت قالیچه هایی را که در زمین پهن شده بودند توضیحاتی میداد .

حاجی خان در اتاق دیگری را باز کرد وگفت : این اتاق مرحوم مادرم است،همه اشیایی که در این اتاق دیده میشود از پدربزرگم به ارث  مانده است ،

در رنگ آمیزی قالیچه هایی که دویست سال پیش بافته شده  بود  کوچکترین

تغییری به چشم نمیخورد ، در سالن وسیع سه قالی بزرگی گسترده بودند

قالیچه های ابریشمی کوچک را هم به خاطر اینکه موریانه  نزند تا کرده و  در

داخل توتون گذاشته بودند .

تختخوابی ظریف و زیبا که از عاج  ساخته و اطراف آن با یاقوت و فیروزه تزیین

شده بود ؛ در گوشه اتاق دیده میشد ؛ روی آن لحاف قلمکار و بالش زری و

تشک مخمل گرانبــها انداخته بودند حاشیه های تشک با مــروارید و زمــرد سنگدوزی شده بود . از اشیای عتیقه یکی هم قلمدان عباس میرزا بود روی

قلمدان تصویر حمله عباس میرزا را به شهر گنجه نقاشی کرده بودند .

با دستخط نادر " تاریخ نادر " که در پنجاه صفحه نوشته شده بود .

قـرآن تذهیب شده ای که عباس میرزا در سفرهای جنگی به گردن خـــویش

می آویخت . و تابلوهایی که شخصا نقاشی کرده بود ، همه در  صندوقچــه

چرمی نگاهداری میشد . 

قبالــه ها ، نامــه ها ، و دستخطهای گرانبها _ که در بقچه اطلس پیچیده

بودند_  خیلی  جالب توجه بود ؛ اشعار  زیادی در آنجا دیدم که عباس میرزا

با تخلص  " نائب " سروده بود . اکثر این اشعار ترکی بود . حاجی خان اهی

 کشید و  گفت : علت اینکه این اشعار در تذکره ها نیامده ، ترکی بودنشان است !!

  از دیگر عتیقه ها عبارت بودند از : جانماز و تسبیح مروارید فتحعلی شاه ،

انفیه دان ،قلیان و انگشتری محمدشاه و گردنبند و دستبندهای مادر عباس

میرزا ، عرقچین های تزیین شده با طلا ، و سنگهای قیمتی و انگشتریها و

سایر اشیاء نفیس و....

.... از سایر اتاقها نیز بازدید کردیم ، اشیاء عتیقه حد و حساب نداشت "

 

+ نوشته شده توسط مهران پور در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 11:26 بعد از ظهر |
تصویری از لیوارجان
+ نوشته شده توسط مهران پور در جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:36 بعد از ظهر |

با توجه به اینکه خانات لیوارجان از بزرگان حکومت بودند  و اکثرا در پایتخت با

شاهان دربار رفت و آمد داشتند با نگاهی به فرهنگ آن زمان که البته در 

فرهنگ امروز نیز بی تاثیر نبوده است ، رعایا نیز  در امورات جاری از جمله

 پوشیدن لباس و آداب معاشرت از اربابان خود تبعیت میکردند و تحت تاثیر

رفتارها ی آنها قرار میگرفتند و از آنها تقلید میکردند . در قسمتهایی ازسفرنامه

مزبور به نقل از خان لیوارجان آمده است :

 

 " خیال میکنید حکومت کیست ؟ خود ما حکومت هستیم ! مادر من دختر

عباس میرزا نائب السلطنه است ، او بعد از مرگ پدرش به دنیا آمده است .

بدین جهت همه افراد خاندان قاجار دوستش داشتند ؛ حاجیه خانم در تمام

ایران مشهور است . ناصرالدین شاه او را عمه خطاب میکرد و دستش را میبوسید ؛ مظفرالدین شاه وقتی در تبریز ولیعهد بود تا مادرم نمی آمد سر

سفره نمی نشست. "

در آن موقع افرادی که به هر دلیلی با همدیگر اختلاف و مشاجره داشتند نیز  از

لیوارجان و دهات منطقه برای داوری و قضاوت نزد خان لیوارجان می آمدند .

و حتی گفته میشود که خان لیوارجان  برای حبس محکومینی که خود آنها را

محاکمه کرده بود دارای زندان بوده است !

 

+ نوشته شده توسط مهران پور در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 و ساعت 11:59 بعد از ظهر |

  لیوارجان در آنزمان دارای حمام ، مسجد، مکتب خانه، بازار بزرگ، کاروانسراها

 غذاخوریها وقهوه خانه هایی بوده که درهمین کتاب ( تبریز مه آلود) به آنها اشاره شده است . در حالی که در آبادیها و دهات منطقه در این موارد فقر  عظیمی حکمفرما بود. در این مورد سیاح تبریز مه آلود چنین آورده است :

 

 

 

                                               لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهران پور در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 و ساعت 11:57 بعد از ظهر |

  

لیوارجان در تبریز مه آلود

 

   با توجه به اینکه در «سفرنامه ناصرالدین شاه » و « تبریز مه آلود » بطور مبسوطی از لیوارجان سخن به میان رفته خصوصا در سفر نامه تبریز مه آلود بطور نسبتا کاملی برفرهنگ ، اقتصاد ،آب وهوا و حتی بهداشت و ...درلیوارجان اشاره شده که ضمن ارجاع به سفرنامه های فوق ، قسمتهایی از سفرنامه تبریز مه آ لود را در اینجا ذکر مینماییم .

محمد سعید اردوبادی که به همراه یک آمریکایی در راه سفر به ایران درلیوارجان نیز اقامت کوتاهی داشته آورده است :

 « هوای جلفا بی نهایت گرم و زندگی کردن و حتی نفس کشیدن در آن دشوار بود مخصوصا برای کسانی که به اینگونه آب وهوا عادت نداشتند مثل جهنم تحمل نا پذیر مینمود؛

گردوغبار هوا بیش از گرما انسان راآزار میداد . این مرکز تجارت (جلفا ) ِِِِِِِِِِِِِ ِکه در آن

کاروانها با هزاران درشکه وارابه جمع شده بودند ِِِِ ِ در روزهای باد وطوفانی در میان ابرهای تیره و تار و گرد وخاک پوشیده شده بود .

با صلاحدید دوستم ، رئیس پست ، قرار شد تا روزی که راهها باز شود به

 « ییلاقات لیوارجان » نقل مکان کنیم ؛ آنجا منطقه کوهستانی و پر از باغات سبز  و خرم بود ، با داشتن چشمه های خنک و بناهای زیبا به یک شهر کوجک شباهت داشت .....»

« حاجی خان ، ارباب لیوارجان ، با دو نفر از پسرها و نوکرهایش به استقبال ما آمده بودند . کوچه های تاریک با فانوسهای بزرگی که نوکرها در دست داشتند، روشن شده بود . من و دوستم رئیس پست از درشکه پیاده شدیم با ارباب دیدار کردیم و در معیت او پیاده راه افتادیم ولی خانمها پایین نیامدند .

در دو طرف کوچه رعیتهای ارباب صف کشیده بودند ؛ آنها به درشکه ها تعظیم میکردند آثار عینی « نئودالیزمی » را که در ایران حکومت میکرد را به این شکل

میدیدیم .

کوچه های دراز نشان میداد که لیوارجان آبادی بزرگی است . درشکه ها جلو در بزرگی که با چراغهای شیشه ای روشن شده بود ، ایستادند . اینجا عمارت اربابی بود ؛ که حاجی خان در آن زندگی میکرد . جلو هر درشکه گوسفندی قربانی کردند ....»

« ... وارد باغ وسیع شدیم که شبیه جنگل بود ؛ در خیابانی وسیع چند دقیقه راه رفتیم ؛ خیابان با چراغهای نفتی بزرگ روشن شده بود . به ایوان طویل که سنگ فرش شده بود رسیدیم ، از جلو اتاقهایی که با آویزها وچراغهای بزرگ روشن شده بود گذشتیم، خانمها به اتاقی و مردها به اتاقی دیگر راهنمایی شدند، سرو صورتمان را شستیم لباسهای سفر را عوض کردیم  و بعد به سالن بزرگ آراسته حاجی خان آمدیم .

 قالیچه های گرانقیمت ، پرده ها و آویزهای مجلل سالن مرا به یاد داستانهای

هزارویکشب  که خوانده بودم ؛ انداخت . خودم رادر خانه های بغداد، خیلی واصح تر در «حرمسراهای خلفای عباسی » که در حال حاضر افسانه ای بیش نیستند ؛ حس میکردم .

ثروت وجلالی که این مالک پولدار را احاطه کرده بود بیش از حد معمول اشرافی وگسترده بود. در اینجا ، استثمار فقط منحصر به پارچه نبود ؛ بلکه نمونه های استثمار ایران ، این کشور ثروتمند وپر از آثار باستانی را بوسیله یک ایل به نام ایل قاجار _ که به آن حاکمیت داشت _ به چشم میدیدم ....»

« ...در هر چیز آثارظرافت وزیبایی فوق العاده به چشم میخورد . صدای قلیانهای نارگیله با سرقلیانهای فیروزه ، آهنگ فواره هایی که از پنجره باز دیده میشدند،  با صدای قاشقهای داخل استکانها در هم آمیخت و صحنه ای بوجود آورده بودکه تا آن لحظه نمی توانستم در خیالم مجسم کنم !!!  »

با مشاهده صحنه های فوق که نویسنده خود از مشروطه خواهان بود چنین میی نویسد :

« شرق نازپرورده که در هر قصبه کوچک ، یک کاخ بیرمنگام بریتانیای کبیر ترتیب داده ودر ناز ونعمت و ثروت و جملات اشرافی داخلی غرق شده است ؛ به این زودیها به فکر مبارزه با دشمنان خارجی نخواهد افتاد .»

در خصوص قسمتهای فرهنگی این سفرنامه ، همانطوریکه در بالا اشاره گردید میتوان به میهمان نوازی گرم و رفتارهای مردم آن اشاره کرد . وهمچنین شکوه وزیبایی های لیوارجان را از این سفرنامه مستفاد نمود .

در قسمتهای دیگری از کتاب مزبور علاوه بر نوع پوشش لباس ــ خوش پوشی افراد ــ حتی نوع غذا ی مصرفی مردمان آن روزگار نیز مورد توجه نگارنده قرار گرفته که در زیر بخشهایی از آن آمده است ...

« در ساعت یک بعداز نصف شب ، سر سفره شام نشستیم در سفره از گوشت قربانیهایی که یر راه ما ذبح کرده بودند خبری نبود ، همه غذاها از گوشت مرغ تهیه شده بود . مشروب فقط شربت معطر وخنک بود

                                 ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط مهران پور در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 1:21 قبل از ظهر |





Powered by WebGozar