با توجه به اینکه خانات لیوارجان از بزرگان حکومت بودند و اکثرا در پایتخت با
شاهان دربار رفت و آمد داشتند با نگاهی به فرهنگ آن زمان که البته در
فرهنگ امروز نیز بی تاثیر نبوده است ، رعایا نیز در امورات جاری از جمله
پوشیدن لباس و آداب معاشرت از اربابان خود تبعیت میکردند و تحت تاثیر
رفتارها ی آنها قرار میگرفتند و از آنها تقلید میکردند . در قسمتهایی ازسفرنامه
مزبور به نقل از خان لیوارجان آمده است :
" خیال میکنید حکومت کیست ؟ خود ما حکومت هستیم ! مادر من دختر
عباس میرزا نائب السلطنه است ، او بعد از مرگ پدرش به دنیا آمده است .
بدین جهت همه افراد خاندان قاجار دوستش داشتند ؛ حاجیه خانم در تمام
ایران مشهور است . ناصرالدین شاه او را عمه خطاب میکرد و دستش را میبوسید ؛ مظفرالدین شاه وقتی در تبریز ولیعهد بود تا مادرم نمی آمد سر
سفره نمی نشست. "
در آن موقع افرادی که به هر دلیلی با همدیگر اختلاف و مشاجره داشتند نیز از
لیوارجان و دهات منطقه برای داوری و قضاوت نزد خان لیوارجان می آمدند .
و حتی گفته میشود که خان لیوارجان برای حبس محکومینی که خود آنها را
محاکمه کرده بود دارای زندان بوده است !

