تبليغاتX

livarjan - مواریث و هدایای شاهان ایران در لیوارجان

    با توجه به اینکه خان لیوارجان از سلاله شاهان بود و در حکــومت سهــیم

بودند لذا بی شک از مواریث شاهان نیز بی بهره نبودند . بدون اطـــاله مطلب

در اینجا نیز به قسمتهایی از سفرنامه تبریز مه آلود اشاره میکنیم :

   "  ... پس از صرف چای ، حاجی خان گفت : حالا بفرمایید  چیزهایی را که از

عباس میرزا به مادرم به ارث رسیده است را تماشا کنید ؛ از دوازده اتاق دیدار

کردیم ؛ همه اش مفروش بود حاجی خان درباره نوع جنس وتاریخ بافت قالیچه هایی را که در زمین پهن شده بودند توضیحاتی میداد .

حاجی خان در اتاق دیگری را باز کرد وگفت : این اتاق مرحوم مادرم است،همه اشیایی که در این اتاق دیده میشود از پدربزرگم به ارث  مانده است ،

در رنگ آمیزی قالیچه هایی که دویست سال پیش بافته شده  بود  کوچکترین

تغییری به چشم نمیخورد ، در سالن وسیع سه قالی بزرگی گسترده بودند

قالیچه های ابریشمی کوچک را هم به خاطر اینکه موریانه  نزند تا کرده و  در

داخل توتون گذاشته بودند .

تختخوابی ظریف و زیبا که از عاج  ساخته و اطراف آن با یاقوت و فیروزه تزیین

شده بود ؛ در گوشه اتاق دیده میشد ؛ روی آن لحاف قلمکار و بالش زری و

تشک مخمل گرانبــها انداخته بودند حاشیه های تشک با مــروارید و زمــرد سنگدوزی شده بود . از اشیای عتیقه یکی هم قلمدان عباس میرزا بود روی

قلمدان تصویر حمله عباس میرزا را به شهر گنجه نقاشی کرده بودند .

با دستخط نادر " تاریخ نادر " که در پنجاه صفحه نوشته شده بود .

قـرآن تذهیب شده ای که عباس میرزا در سفرهای جنگی به گردن خـــویش

می آویخت . و تابلوهایی که شخصا نقاشی کرده بود ، همه در  صندوقچــه

چرمی نگاهداری میشد . 

قبالــه ها ، نامــه ها ، و دستخطهای گرانبها _ که در بقچه اطلس پیچیده

بودند_  خیلی  جالب توجه بود ؛ اشعار  زیادی در آنجا دیدم که عباس میرزا

با تخلص  " نائب " سروده بود . اکثر این اشعار ترکی بود . حاجی خان اهی

 کشید و  گفت : علت اینکه این اشعار در تذکره ها نیامده ، ترکی بودنشان است !!

  از دیگر عتیقه ها عبارت بودند از : جانماز و تسبیح مروارید فتحعلی شاه ،

انفیه دان ،قلیان و انگشتری محمدشاه و گردنبند و دستبندهای مادر عباس

میرزا ، عرقچین های تزیین شده با طلا ، و سنگهای قیمتی و انگشتریها و

سایر اشیاء نفیس و....

.... از سایر اتاقها نیز بازدید کردیم ، اشیاء عتیقه حد و حساب نداشت "

 

+ نوشته شده توسط مهران پور در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 11:26 بعد از ظهر |





Powered by WebGozar